تبليغاتX
قلب تنها -
قلب تنها

زندگی دفتر از خا طره ها است

HOMEPAGE E-MAIL BLOGSKIN

دوشنبه هفتم خرداد 1386-12:5 -فهیم

آرزویی که من دارم

زمان به آرامی، خونسردی و بی اعتنا به گردش بی انتهای خود

 ادامه می دهد

شبها مانند همیشه،در پی روزهای آینده و عقربک ساعت

 پیوسته روی صفحه ایام می لغزد و ارقامی را که نشانه گذشت عمر است پشت سر می نهد.

آن هنگام که تاریکی محو می شود. و خاموشی دلپذیر و روان بخش شب

که بر فراز شهر دامن  گسترانیده بود جای خود را به سپیده درخشان بامداد می دهد

آن هنگام که شبنم بر گلبرگهای زنبق خنده می زند و طنین خنده اش در باغ  می پیچد

و بر گلها بوسه  می زند.

آن هنگام که پرستوی فکرم در فضای بیکران و مبهم آینده بال می گشاید.

آرزویی شیرین و جانبخش زنگ از آینه قلبم می زداید و به آینده ای درخشان نویدم می دهد

آن گاه اندیشه های مختلف پیاپی در سرم می آیند و می گذرند

و احساس می کنم در جستجو و طلب چیزی هستم .

و آن تنها یک آرزوست که در دلم شوری بی پایان برمی انگیزد.

آرزویم ،آرزویی پوچ نیست و چنان نیست که هر لحظه او را فراموش

کرده به دنبال آرزوی بزرگتر بروم بلکه آرزویی است که سالها در دل دارم

من با خود عهد و پیمان بسته ام که از آن کهنه سرابهای فریبنده و آمالی که در این سنین پای بند پسران جوان است دست بشویم

من به افق آرزوهایم نگریستم ، و در میان آن آمال بیکران آرزویی یافتم که همچون مرواردی درخشان در آن میان جلوه گری می کند  

با اراده ای آهنین گامی در صحرای عقل برداشته ام و همچنان با احساس و تعقل پیش می روم.

پیش می روم تا همان گونه که نسیم بامدادی شاهد شکفتن  گلهاست

من نیز تماشاگر شگفتن گل سپید آرزویم باشم آرزویی که لطیفتر از نسیم و شدید تر ازطوفان می باشد .

سوگند یاد می کنم به آرامش  باشکوه  شامگا هان به سپیده درخشان بامدادان به خنده زنبق و به نام بزرگ تو ای تنها آرزویم با عزم راسخ

 به سویت روان میگردم

و تا ترا چون جان شیرین در بر نگیرم از پای ننشینم.

اطمینان دارم که روزی به آرزوی بزرگ خود می رسم و آن وقت است

که طعم خوشبختی درا به معنای حقیقی می چشم و آن زمان است که فرزندی شایسته برای پدر و مادرم و خدمتگزاری

برای میهنم باشم .  « فهیم»

لینک ثابت |


تمام حقوق این قالب متعلق به Blogskin میباشد.